امروز سه شنبه 28 آبان 1398
aghaghia.cloob24.com
    0


    علم لقمه برگرفتن از سفره طبیعت است. و ریاضی زاییده احتیاج و در آغاز مبتنی بر تجربه. ریاضیات انعکاس دنیای واقعی در ذهن ماست. به عقیده بعضی‌ها ریاضیات زیباترین زبان برای توصیف طبیعت و روابط بین پدیده‌های طبیعی است.
    به تعبیری دیگر:"ریاضیات، مطالعه شباهتها در تفاوتها و مطالعه تفاوتها در شباهت هاست."
    علت اساسی موفقیت ریاضیدانان در آفریدن علمی به این زیبایی که عمیق‌ترین معرفت بشری شمرده می‌شود: سخت‌گیری بدون بخشش کوچکترین خطاها در کنار روش و معیارهای منطقی آنها به همراه جدیت، خلاقیت، به غایت اندیشیدن و نیز بلند پروازی و جسارت شکستن هر چه موجود است. به هر قسمت از زندگی که کنجکاوانه و با دقت بنگریم، اثر مستقیم یا غیر مستقیم ریاضیات در آن مشاهده می‌کنیم. نمونه آن کشف اخیر این مساله توسط دانشمندان است که:"یکی از انواع حشرات که بر روی شاخ و برگ درختان لانه سازی می‌کند، روش کارش بر اساس یک فرمول پیچیده ریاضی است."
    در حالت کلی ریاضیات راه های متعددی برای باز شدن فکر در اختیار ما قرار دارد که از مهمترین آنها مطالعه ی ریاضیات از جمله شاخه ی ترکیبیات است. ریاضیات این کمک را به ما می کند تا مشکلات و موضوعات زندگی را بهتر و راحت تر تجزیه و تحلیل کنیم.
    0
    همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.
    اما چگونه می‌توانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل کند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم که برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
    نویسندگان کتاب استراتژی دلفین ها کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند که به طور کلّی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم کرد: ماهی‌های کپور، *ه‌ها و دلفین‌ها.
    دسته اوّل: ماهی‌های کپور هستند که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود، نقش ماهی کپور را بازی می‌کنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
    دسته دوّم: *ه ماهی‌ها هستند که روش (برنده – بازنده) را به کار می‌گیرند. برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای *ه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با *ه‌هایی برخورد کرده باشیم.
    دنیای سازمان‌ها و دنیایی که ما در آن کار می‌کنیم از دیرباز دنیای *ه‌ها تلقی می‌شود که گاه صحبت از کارکنانی می‌شود که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌کنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده - بازنده هستند.
    دسته سوّم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ.
    به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همکاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده - برنده را برگزیده است.
    دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی می‌کند. او هیچ کمبودی ندارد و می‌خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر او را همراهی می‌کنند تا خود را به گروه برساند. داستان‌های زیادی نیز وجود دارد که در آنها دلفین‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌های انجام شده در سان‌دیه‌گو نشان داده‌است که دلفین‌ها علاوه بر داشتن روحیه همکاری بسیار باهوش‌ هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترین موجودات روی زمین دانسته‌اند.
    تحقیق زیر روحیه همکاری و روش‌های برنده - بازنده و برنده - برنده را به خوبی آشکار می‌سازد. در سان‌دیه‌گو پژوهشگران 95 *ه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا *ه‌ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند.
    دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی کنند ولی *ه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌کردند. سرانجام دلفین‌ها به آرامی *ه‌ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از *ه‌ها حمله می‌کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده‌هایش می‌کوبیدند و آنها را می‌شکستند. به این ترتیب *ه‌ها یکی بعد از دیگری کشته می‌شدند. پس از یک هفته 95 *ه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می‌کردند در استخر دیده شدند.
    ارتباط هدایت شده در جهت راه‌حل‌ها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفه‌ای و ‌شخصی ارائه می‌دهد. *ه تمایزی انجام نمی‌دهد. در دنیای او برای برنده شدن‌ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفین‌ها بسیار انعطاف‌پذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیص‌های پربار زندگی می‌کنند.
    بیایید یکبار دیگر ماجرای استخر سان‌دیه‌گو را مرور کنیم:
    وقتی یک *ه با یک دلفین روبه‌رو می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ *ه حمله می‌کند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌کند و می‌گوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌کنم. در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. *ه دوباره حمله می‌کند و دلفین فرار می‌کند. *ه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری ندارد، بنابراین مجددا حمله می‌کند.
    دلفین که می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آنقدر انعطاف‌پذیری دارم که در موقع مناسب به یک *ه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش. اگر به طور تصادفی، *ه آنقدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌کند که انگار یک دلفین است.
    تاکید کتاب استراتژی دلفین ها این است که روحیه انعطاف‌پذیری و همکاری دلفینی می‌بایست در همه ی ادارات، سازمان‌ها، موسسات، مدارس، خانواده‌ها و حتی زوج‌ها تعمیم یابد‌ زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفین‌هایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطاف‌پذیری لازم برای تبدیل شدن به یک *ه برخورداریم ولی این کار باعث نمی‌شود که دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.
    0
    نتیجه تصویری برای الگوهای مثلثی

    عددهای مثلثی همواره از 1 شروع می شوند و در مرحله ی اول 2 واحد به عدد اول اضافه می شود تا عدد دوم به دست آید. در مرحله ی بعد، 3 واحد به عدد قبلی اضافه می گردد و به این ترتیب الگوی عددی شکل می گیرد.

    ... , 21 , 15 , 10 , 6 , 3 , 1

    در عددهای مثلثی, برای این که بتوانیم تعداد دایره های هر مرحله را به دست آوریم, از رابطه ی زیر استفاده می کنیم.

    2 ÷ (1 + شماره ی مرحله) x شماره ی مرحله = تعداد دایره های هر مرحله

    مثال 1: در الگوی عدهای مثلثی، شکل دهم از چند دایره درست شده است؟

    55 = 2 ÷ (1 + 10) 10

    55 = 2 ÷ 11×10

    مثال2: در الگوی عددهای مثلثی ,شکل 17 از چند دایره درست شده است؟

    153 = 2 ÷ (1 + 17) × 17

    153 = 2 ÷ 18 × 17

    مثال3: در الگوی عددهای مثلثی, اختلاف تعداد دایره ها در دو مرحله ی 21 و 20 چند است؟

    21 + تعداد دایره های مرحله ی 20 = تعداد دایره های مرحله ی 21

    بنابراین اختلاف 21 می شود.

    مثال4: در الگوی عددهای مثلثی، اگر شکل مرحله ی چهلم دارای 820 دایره باشد، شکل مرحله ی چهل و یکم دارای چند دایره است؟

    861 = 41 +820

    مثال5: در الگوی عددهای مثلثی، اگر شکل پانزدهم 120 دایره باشد، شکل مرحله ی چهاردهم دارای چند دایره است؟

    105 = 15 _ 120 یا 15 _ تعداد دایره های مرحله ی پانزدهم = مرحله ی 14

    مجموع عدد نوزدهم و بیستم از الگوی مثلثی را به دست آورید.

    400 = 20 × 20
    0
    Image result for oblong numbers
    به اعداد... ٬ 2٬6٬12٬20٬30٬42٬56 اعداد مستطیلی می گویند. زیرا: 1ضرب در 2 مساوی 2، 2 ضرب در 3 مساوی 3،6 ضرب در 4 مساوی 12 و...

    هر یک از اعداد مستطیلی، از ضرب 2 عدد طبیعی متوالی حاصل می شوند.

    هر عدد مستطیلی، از مجموع اعداد زوج متوالی (شروع از2) به دست می آید.مثلا چهارمین عدد مستطیلی برابر است با:

    2+4+6+8=20
    0
    Related image

    اعداد مخمسی عبارتند از:...,1,5,12,22,35,51,70,92 ریاضیدانان محاسبه کرده‌اند، که در اینجا نیز با معلوم بودن تعداد نقطه ها در یک ضلع، تعداد نقطه های به کار رفته در کل آن معلوم می‌گردد، کافی است، تعداد نقطه هایی را که در یک ضلع واقعند، به توان دوم برسانید، و آن را با تمام اعداد طبیعی و متوالی پایین‌تر از خود جمع کنید.

    مثلاً محاسبه‌ی نقطه های به کار رفته در آخرین پنج ضلعی جدول چنین است: 1+2+3+(4×4)=22. و هر گاه بخواهیم یک عدد مخمسی پیدا کنیم، که یک ضلع شامل 8 نقطه شود، باید چنین کنیم: 1+2+3+4+5+6+7+64 که حاصل 92 می‌شود.
    0
    Related image

    اعداد شش ضلعی (مسدسی) با توجه به شکل زیر عبارتند از:
    …، 231، 190، 153، 120، 91، 66، 45، 28، 15، 6، 1
    هر عدد شش ضلعی، با فرمول زیر به دست می آید:

    [(1- شماره شکل× 2)× شماره شکل]

    برای مثال نهمین عدد مسدسی برابر است:

    153= [9-1×2]×9
    0
    فعل: در دستور زبان فارسی واژه ای است که انجام دادن کاری و یا پذیرفتن و نسبت دادن حالتی را به کسی یا چیزی در یکی از زمانهای (گذشته، حال و آینده) را نشان می دهد.
    1. به نام آن که جان را فکرت (آموخت)
    2. معّلم چند کلمه را روی تخته (نوشت)
    3. علی کتاب را ازروی میز(برداشت)
    4. سعید به مدرسه (می رود)
    5. دانشجویان به گردش علمی (رفتند)
    در هرکدام از جملات بالا قسمت داخل پرانتز فعل جمله می باشد اگر فعل را از جمله حذف کنیم قطعا معنی جمله ناقص می شود پس فعل جزﺀ اصلی و معنی بخش برای رساندن مفهوم جمله به مخاطب می باشد.
    هر فعلی دارای ویژگیهایی می باشد که در پایه ی ششم تشخیص(زمان فعل) ضروری است:
    1. زمان فعل
    2. شمار فعل (مفرد، جمع)
    3. شخص

    زمان فعل:
    در دستورزبان فارسی سه زمان اصلی داریم:
    1. گذشته (ماضی)
    2. حال(مضارع)
    3. آینده (مستقبل)

    ماضی (گذشته): فعلی که بر انجام کار یا پذیرفتن حالتی در گذشته دلالت می کند.
    علی به مدرسه رفت.
    دانش آموزان به مدرسه رفتند.

    حال (مضارع): برانجام کار ویا پذیرفتن حالتی در زمان حال دلالت می کند.
    علی درس می نویسد.
    آنها به مدرسه می روند.

    آینده (مستقبل): برانجام کار یا پذیرفتن حالتی در آینده دلالت می کند.
    علی به مدرسه خواهد رفت.
    آنها به گردش علمی خواهند رفت.

    تشخیص زمان فعل در جمله تقریبا ساده می باشد و می توان با خواندن جمله و معنی آن تا حدی به زمان فعل پی برد، امّا اگر افعال را خارج از جمله داشته باشیم بهترین روش برای شناخت زمان فعل آشنایی با ساخت سه زمان اصلی از لحاظ دستوری می باشد.
    0
    تعداد جمله از فرمول های زیر به دست می آید:
    1. فعل های حاضر در جمله را می شماریم.
    2. فعل های غایب (حذف شده) را می شماریم.
    3. شبه جمله تمام جمله ها به عنوان جمله حساب می شوند.
    تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله
    مثال: ای مردم! بدانید ملتی که تلاش کند و پشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد و هم به موفقیت.
    ای مردم + بدانید+ تلاش کند+ داشته باشد +می رسد +می رسد (که حذف شده)
    شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل + (فعل حذف شده)
    گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست. مانند مصدر ها، بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.
    مثال: هنگام رفت و آمد از خیابان احتیاط کن. (یک جمله)
    کار کردن و تلاش کردن رمز موفقیت است. (یک جمله)
    نکته: گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند و در شمارش جمله ها محسوب می شوند.
    مثال: من آن نی ام که تو را رها کنم. (من آن کسی نیستم که تو را رها کنم.)

    شبه جمله ها بر دو نوع هستند:
    1. منادا: منادا را از حروف ندا تشخیص می دهیم. حروف ندا عبارتند از: ای، یا، ایا، « ا » در پایان واژه، Ø (بدون هیچ علامتی) یعنی از لحن نوشته یا کاما متوجه می شویم.
    2. صوت عبارتند از:
    برای آرزو و دعا: کاشکی، کاش، ای کاش، آمین، الهی
    برای تشویق: به به، آفرین، احسنت، بارک الله، مرحبا، خوشا
    برای تاسف و درد: آه، درد، دریغا، دریغ، ای داد، فریاد، وای
    برای تعجب: به، وه، عجب، چه عجب، عجبا، شگفتا
    برای تنبیه: امان، الامان، مبادا، زنهار، هان
    برای احترام: چشم، به چشم، بله قربان
    برای قبول و تصدیق: بله، آری، ای، ای والله
    برای دستور: خاموش، ساکت، یالله، بسم الله
    0
    خواستن و توانستن
    ریاضیات، تکیه بر اندیشه و عقل آدمی دارد و سروکارش با استدلال منطقی است و هر انسانی، ولو با استعدادی نه چندان درخشان، می‌تواند با یاری جستن از اندیشه، عقل و استدلال خود، به ریاضیات دست یابد و آن را فرا بگیرد. در مرحله کنونی، کسی از دانش‌آموزان ما نمی‌خواهد، ریاضیدان باشد و نایافته‌های ریاضی را بیابد (گرچه رسیدن به چنین مرزی هم، ناممکن نیست). از ما می‌خواهند، چیزهایی را یاد بگیریم که صدها سال پیش پیدا شده و در طول سده‌های متوالی سوهان خورده و به صورتی شفاف و قابل درک به ما رسیده‌اند. شاید شعر گفتن کار ساده‌ای نباشد، ولی هر کس می‌تواند یاد بگیرد، شعر حاضر و آماده دیگران را، چگونه بخواند: در کجاها مکث کند، روی چه واژه‌هایی تکیه کند. کجا صدای خود را اندکی بالا ببرند و کجا اندکی پایین بیاورد و البته، به شرطی می‌توان غزل حافظ و یا رباعی خیام را درست و بی‌عیب بخواند که معنای آن را به خوبی درک کرده باشد. و این، کار دشواری نیست: همت و غیرت می‌خواهد و اندکی صرف وقت، تجربه نشان داده است، هر کسی (به شرطی که به مفهوم واقعی کلمه، عقب افتادگی ذهنی نداشته باشد)، می‌تواند ریاضیات دبیرستانی را به خوبی فرا بگیرد و بر جنبه‌های مختلف آن مسلط شود؛ تنها شرط رسیدن به چنین موفقیتی "خواستن" است.
    هرکسی می‌تواند ریاضیات را یاد بگیرد، به شرطی که بخواهد.

    دفتر خاطره‌ها
    دفتری انتخاب کنید و در صفحه اول آن بنویسید: "دفتر خاطره‌های علمی و فرهنگی" و بعد هر وقت به مطلب تازه‌ و جالبی برخوردید (هرچه و در هر هر زمینه‌ای) در آن ثبت کنید. ساعت و روزهای متوالی، روی مساله‌ای (و مثلا، یک مساله ریاضی) اندیشیده‌اید، راهها و روش‌های مختلف را آزمایش کرده‌اید، با مراجعه به کتابهای مختلف درسی و غیر درسی، برای رفع مشکل خود را به جستجو پرداخته‌اید،... ولی مساله تسلیم نمی‌شود. شاید یک معماست و یا شاید با طرح آن، خواسته‌اند شما را دست بیندازند... ولی یکباره، و اغلب ناگهانی، اندیشه‌ای به ذهنتان می‌رسد، اندیشه‌ای تازه... قلم را روی کاغذ می‌گذارید و آزمایش می‌کنید، مساله حل می‌شود... ممکن است هرگز چنین اندیشه‌ای (که منجر به حل مساله بشود) به ذهن شما نرسد، ولی از زبان معلم، یا در یک کتاب آشنا و یا به طریق دیگری، با راه حل آن آشنا شوید... سپس متوجه می‌شوید پس راه‌حل آن، چنین بود. چقدر جالب!... این یک خاطره علمی است و باید در دفتر خود یادداشت کنید. اول تاریخ بگذارید و بعد تمام ماجرا را شرح دهید. صورت مساله چیست؟ چه کسی آن را به شما داده و یا در کدام کتاب دیده‌اید؟ چند ساعت یا چند روز با آن مشغول بوده‌اید؟... و سرانجام راه‌حل را بیاورید و در ضمن یادآوری کنید، این راه‌حل را چگونه و از کجا بدست آورده‌اید.

    واژه‌نامه ریاضی
    می‌بینید، حتی در ساده‌ترین موضوع‌ها، اگر معنا و تعریف درست واژه‌ها را ندانیم، ممکن است دچار چه گمراهی‌هایی بشویم!
    شما معمولا، ضمن عمل‌هایی که انجام می‌دهید، اغلب از این جمله‌ها استفاده می‌کنید: "معلوم و مجهول می‌کنیم"؛ "طرفین وسطین می‌کنیم"؛ "دور در دور، نزدیک در نزدیک"؛... این جمله‌ها، بخودی خود، هیچ معنایی ندارند؛ آنها را روی کاغذ بنویسید و به کسی نشان دهید که با زبان فارسی آشناست، ولی ریاضیات نمی‌داند. بدون تردید، به شما خواهد گفت: این جمله‌ها بی‌معنی‌اند؛ "طرفین وسطین می‌کنیم"، هیچ معنای روشنی ندارد. اصلا "طرفین" یا "وسطین" یعنی چه؟ سفارش ما این است" هرگز از این گونه جملات استفاده نکنید. سعی کنید، معنای ریاضی عملی را که انجام می‌دهید، برای خودتان روشن کنید و بعد، چیزی را بر زبان بیاورید که معرف آن عمل ریاضی باشد. شما، عمل را درست انجام می‌دهید، ولی معنای آن را نمی‌دانید، یعنی نمی دانید از کدام عمل ریاضی، به چه دلیل و با چه شرطی استفاده می‌کنید.

    چرا باید شک کرد و در کجا و چگونه؟
    اگر قرار باشد، ضمن مطالعه درسهای ریاضی، یا ضمن گوش دادن به درس معلم و یا بعد از آن که مساله‌ای را حل یا قضیه‌ای را ثابت کردیم، همچنان در "شک" باقی بمانیم و فرض را بر این بگیریم که ممکن است همه اینها نادرست باشند، آیا اعتماد خود را نسبت به ریاضیات (و بطور کلی دانش) از دست نمی‌دهیم و دچار نوعی سرگردانی فکری نمی‌شویم،... اگر "شک" نبود، ریاضیات، در همان مرحله‌های نخستین خود منجمد می‌شد. و البته، نه تنها ریاضیات، که معرفت و فرهنگ آدمی رشد نمی‌کرد و در همان شرایط ابتدایی خود باقی می‌ماند. اگر به نظریه ارسطو، درباره سقوط آزاد جسم شک نمی‌کردند و کسانی پیدا نمی‌شدند که جرات کنند و بگویند "ممکن است، معلم اول و استاد بزرگ، اشتباه کرده باشد" قانونهای سقوط آزاد جسم کشف نمی‌شد.

    روش یادگیری در کلاس
    وقتی در کلاس، جذب سخنان دبیر خود شده‌اید و همه "هوش و حواس" شما متوجه حرف‌های اوست، تقریبا هیچ صدای دیگری را نمی‌شنوید، در حالی که سروصدای کم و بیش یکنواخت بازی بچه‌ها در حیاط مدرسه و یا عبور اتومبیلها در خیابان، به طور دایم وجود دارد. ولی اگر به سخنان دبیر خود بی‌علاقه باشید، با آن که موج‌های حاصل از صدای او به گوش شما می‌رسد، آنها را نمی‌شنوید. در زبان فارسی ضرب‌المثل جالبی وجود دارد که: "با یک دست نمی‌توان دو هندوانه برداشت". یعنی به طور هم زمان و با هم، نمی‌توان دو کار را انجام داد. همین اصل روانشناسی است که باید ضمن یادگیری، مورد توجه قرار گیرد. به چه منظور به مدرسه می‌روید؟ چرا در کلاس درس حاضر می‌شوید؟ مگر نمی‌شود، آن چه را که می‌خواهید و علاقه‌مندید، ضمن مطالعه و پیش خود به دست آورید؟

    حقیقت این است که همه چیز را نمی‌توان در کتاب درسی و یا کتاب دیگر پیدا کرد. گذشته از این، ضمن پرسشهای دانش‌آموزان و یا بیانهای درست و نادرستی که از زبان دانش‌آموزان جاری می‌شود، خیلی چیزها می‌توان آموخت.
    هنوز عادت نشده است که معلمان و نویسندگان کتابهای درسی یا کمک درسی، سعی کنند همه تجربه‌های دوران طولانی کار خود را به روی کاغذ بیاورند و در اختیار ما بگذارند.

    شرکت در کلاس، روش یادگیری جمعی و راه کار اجتماعی و گروهی را به می‌آموزد. به ویژه در زمان ما، برای پیشرفت دانش نمی‌توان تنها به تلاش‌های فردی متکی بود. در برخورد اندیشه‌ها و در کارهای ویژه‌ است که اندیشه‌های نوپدید می‌آید و راه برای عبور از دشواری‌ها باز می‌شود.
    اگر عادت کرده‌اید وقتی معلم درس می‌دهد، با عجله (و به طور طبیعی، بدون فکر)، همه گفته‌ها و نوشته‌های او را در دفتر خود وارد کنید، باید مطمئن باشید که از درس معلم، اگر نگویم هیچ بهره‌ای نبرده‌اید، بهره بسیار کمی برده‌اید.

    کار در منزل
    قبل از هر چیز تاکید این نکته ضروریست، تکلیفهای مربوط به هر درس را، در همان روزی انجام دهید که درسش را در مدرسه خوانده‌اید. فرض کنید امروز دوشنبه است و شما درس ریاضی داشته‌اید. وقتی بعد از پایان کلاسها به منزل می‌رسید، وفتر ریاضی خود را بردارید و تکلیفهای همان فصل را انجام دهید. اگر فقط هفته‌ای یکبار و روزهای دوشنبه با دبیر ریاضی خود روبرو می‌شوید، تکلیف هر هفته را باید عصر دوشنبه همان هفته انجام دهید، نه عصر یکشنبه هفته بعد. شما هر قدر حافظه‌ای نیرومند داشته باشید، با گذشت یک هفته، بسیاری از نکته‌هایی را که در کلاس شنیده‌اید، از یاد می‌برید و در نتیجه، نمی‌توانید با موفقیت کامل بر موضوع درس مسلط شوید. بعد از به پایان رساندن کارهای مربوط به همان روز، کافی است مراجعه‌ای تند به درس‌های فردای آن روز بکنید تا برای فردا آمادگی داشته باشید.

    برای هر درس یک دفترچه داشته باشید. نوع دفترچه و جنس کاغذ و جلد آن، حتی تعداد صفحه‌های آن مهم نیست. همه کارهای خود را در همین یک دفترچه انجام دهید.
    چیزی را پاک نکنید. اگر اشتباهی رخ داد، خط نازکی روی آن بکشید. باید برای خودتان و هم برای دبیرتان روشن باشد، بیشتر در چه زمینه‌هایی اشتباه می‌کنید! تمیزی کار در این نیست که خط خوردگی نداشته باشد، در این است که منظم و خوانا نوشته شود. در ضمن وقتی با رابطه‌ها و نمادها سروکار دارید، به این چند نکته توجه بیشتری کنید.

    اگر از دو طرف برابری چیزی را حذف می‌کنید، اگر صورت و مخرج کسری را ساده می‌کنید، اگر به جای چند جمله تشابه، مجموع جبری آنها را می‌نویسید،... چیزی را خط نزنید، بلکه این عمل‌ها را با نمادهایی که می‌شناسید مشخص کنید.
    اگر برای انجام تبدیلی یا عملی، شرطی وجود دارد، ذکر شرط را فراموش نکنید. همچنین اگر برای عمل خود توضیحی دارید، آن را در مقابل عملی که انجام داده‌اید و یا در وقتی از چپ به راست می‌نویسید، ممکن است تمامی مطلب در یک سطر جا نگیرد و مجبور شوید بقیه آن را در سطر بعد بنویسید، در این صورت آخرین نماد سطر قبل را در آغاز سطر بعد تکرار کنید.
    0

    1. شهاب سنگ چیست؟
    شهاب سنگ یک سنگ آسمانی است که به زمین افتاده است. در واقع همه اجرام در حال حرکت در فضا که به زمین می افتند، شهاب سنگ نامیده می شوند.

    2. هنگام برخورد شهاب سنگ با زمین چه اتفاقی می افتد و چرا قطر و عمق گودال های ایجاد شده یکسان نیست؟
    گودالی عمیق در زمین به وجود می آید. چون وزن و اندازه ی شهاب سنگ ها متفاوت است.

    3. چه عوامل گوناگونی روی عمق و قطر گودالهای ایجاد شده اثر دارند؟
    - هرچه اندازه ی شهاب سنگ بزرگتر باشد، گودال ایجاد شده عمیق تر خواهد بود.
    - هرچه سرعت شهاب سنگ بیشتر باشد، قطر گودال ایجاد شده بزرگتر خواهد بود.
    - اگر شهاب سنگ در اقیانوس سقوط کند،گودالی ایجاد نمی شود.

    4. سرعت برخورد شهاب سنگ چه اثری روی قطر دهانه ی گودال دارد؟
    هر چه شهاب سنگ با سرعت بیشتری به زمین برخورد کند، قطر دهانه ی گودال ایجاد شده بزرگتر خواهد بود.

    نکته: هر چه ارتفاع بیشتر باشد نیرو بیشتر است، پس لحظه برخورد جسم به سطح قطر دهانه بیشتر خواهد شد. جنس سطح برخورد هم مهم هست چون خاصیت تراکم مولکولهای ماده ای که قرار است تیله بر روی آن سقوط کند هم تاثیر دارد. جرم گلوله و مساحت سطح گلوله هم مهم است.

    متغیرها به 3 دسته تقسیم می شوند:

    متغیر مستقل: متغیری هست که در آزمایش باید تغییر دهیم. در این درس ارتفاع می باشد که هر چه ارتفاع بیشتر شود، سرعت سقوط هم بیشتر خواهد شد.

    متغیر وابسته: متغیری هست که تاثیر متغیر مستقل را می سنجد. در واقع اندازه دهانه گودال ایجاد شده و عمق آن است.

    متغیر کنترل شده: عوامل و موادی هستند که ثابت نگه داشته می شوند و در کنترل ما هستند. مانند: اندازه ی سنگ یا تیله، جنس سطح یا خاک، رها کردن سنگ و جرم سنگ