امروز جمعه 28 شهریور 1399
aghaghia.cloob24.com
    0
    مقدمه
    در ریاضیات محاسبه ای با دو گونه عدد سروکار داریم: عددهای دقیق و عددهای تقریبی.
    در زندگی و در عمل اغلب به جای مقدار دقیق یک عدد، از مقدار تقریبی آن استفاده می کنیم، زیرا همین مقدارهای طبیعی مشکل ما را برای رسیدن به هدف حل می کند، به ویژه که در بسیاری از حالت ها نمی توانیم به مقدار دقیق یک عدد دست یابیم و لازم است که اعداد را به صورت تقریبی بیان کنیم تا انجام محاسبه روی آن ها ساده تر شود در این صورت مقدار محاسبه شده با مقدار واقعی برابر نیست ولی به آن نزدیک است.به عنوان مثال اگر وزن هستی 48/358 کیلوگرم باشد بهتر است بگوییم وزن او تقریبا 48 کیلوگرم است. یا اگر سن کیمیا 10 سال و 3 ماه و 17 روز است بهتر است بگوییم سن او تقریبا 10 سال است. پس نتیجه می گیریم که در زندگی روزمره با موضوعاتی سر و کار داریم که از عددهای تقریبی به جای عددهای واقعی و دقیق استفاده می کنیم.

    انواع تقریب زدن:
    تقریب زدن بر دو نوع است: قطع کردن – گرد کردن

    روش قطع کردن: در این روش سمت راست تقریب یعنی آن عددهایی که ارزش مکانی آنها کم تر از تقریب داده شده است، به صفر تبدیل می کنیم.

    مثال: مقدار تقریبی عدد 4268/315 با تقریب کم تر از 100 با روش قطع کردن چیست؟ برای بدست آوردن جواب همه ی اعدادی که کمتر از مرتبه ی صدگان هستند، حذف می کنیم و به جای آنها صفر می گذاریم.

    مثال: 4200 =4200/00=4268/315

    توجه 1: صفرهای بعد از ممیز تاثیری در عدد نداشته به همین دلیل می توان آنها را حذف کرد. مثال: 4200 =4200/00

    توجه 2: صفرهای قبل از ممیز دارای ارزش هستند و نباید حذف کنیم.

    Image result for تقریب زدن

    روش تقریب زدن اعداد کسری به روش قطع کردن و گرد کردن: ابتدا صورت کسر را بر مخرج کسر تقسیم می کنیم.

    اگر تقسیم را تا 1 رقم اعشار ادامه دهیم یعنی جواب را با تقریب کم تر از 0/1 بدست آورده ایم.

    اگر تقسیم را تا 2 رقم اعشار ادامه دهیم یعنی جواب را با تقریب کم تر از 0/01 بدست آورده ایم.

    اگر تقسیم را تا 3 رقم اعشار ادامه دهیم یعنی جواب را با تقریب کم تر از 0/001 بدست آورده ایم.

    روش گرد کردن: برای این که در استفاده از عددهای تقریبی خطای کم تری داشته باشیم و هم چنین مقدار تقریبی عدد به مقدار واقعی آن نزدیک تر باشد بهتر است از روش گرد کردن استفاده کنیم. در این روش ابتدا به رقم جلوی تقریب دقت می کنیم، اگر این عدد بزرگتر ویا مساوی 5 (5،6،7،8،9) باشد یک رقم به رقم تقریب اضافه می کنیم و در غیر این صورت مانند روش قطع کردن رقم های جلوی تقریب را به صفر تبدیل می کنیم.
    تقریب به روش گرد کردن

    تقریب به روش گرد کردن


    تفاوت بین قطع کردن و گرد کردن: در روش قطع کردن سرعت انجام محاسبات بیشتر است ولی در روش گرد کردن دقت انجام محاسبات بیشتر است. استفاده از این روش ها به اهمیت دقت یا سرعت محاسبات بستگی دارد.

    نکته ی مهم: اگر رقم سمت راست تقریب کم تر از 5 باشد جواب به دست آمده با هر دو روش قطع کردن و گرد کردن مساوی می شود.

    استفاده از تقریب در انجام عملیات: استفاده از عددهای تقریبی می تواند تصور خوبی از پاسخ عملیات مختلف به شما بدهد. بهتر است قبل از انجام عملیات پاسخ را تقریب بزنید. در صورتی که پاسخ عملیات شما با عدد تقریبی به دست آمده فاصله ی زیادی داشته باشد بهتر است دوباره راه حل خود را بررسی کنید تا دلیل این اختلاف و اشتباه خود را بیابید.

    به طور خلاصه در قطع کردن به معانی زیر دقت شود:

    - با تقریب کم تر از یک یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی یکان قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 10 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی دهگان قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 100 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی صدگان قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 1000 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی هزارگان قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 0/1 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی دهم قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 0/01 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی صدم قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    - با تقریب کم تر از 0/001 یعنی: تمامی اعداد و ارقامی که کمتر از مرتبه ی هزارم قرار دارند ارزشی ندارند و ما آن ها را حذف می کنیم و به جای آن ها صفر می گذاریم.

    توجه: در روش گرد کردن اگر عدد جلوی تقریب کم تر از 5 باشد مانند روش های بالا عمل می کنیم اما اگر عدد جلوی تقریب بیش تر از 5 باشد یکی به عدد تقریب اضافه می شود.

    تقریب با کمتر از اعشار


    0
    Image result for ساختمان برگ

    همونطور که می دانیم یکی از تفاوت های سلول گیاهی و جانوری، داشتن کلروپلاست و کلروفیل است.
    این اندامک، این توانایی را به گیاه می دهد که بتواند به کمک نور خورشید غذاسازی کند.
    اما کلروفیل (سبزینه) چیست؟ برگ ها رنگیزه های سبزی به نام کلروفیل یا سبزینه دارند رنگیزه های برگ در اندامکی به نام کلروپلاست قرار دارند و مهمترین این رنگیزه ها، کلروفیل است و عامل اصلی سبزی برگ گیاه می باشد.
    همانطور که گفتیم، رنگیزه های سبزی به نام سبزینه یا کلروفیل در گیاه است که عامل سبزی برگ نیز می باشد ولی برگ ها چرا در پاییز به رنگهای دیگر در می آیند؟
    چه بلایی بر سر کلروفیل ها می آید؟ چه چیزی موجب می شود که رنگ سبز به نارنجی، قرمز یا قهوه ای تغییر کند؟
    در حقیقت غیر از کلروفیل، رنگیزه های دیگری نیز در برگ داریم،که نوعی از این رنگیزه ها «گزانتوفیل» عامل زرد یا قهوه ای شدن برگها و
    «کاروتن»، عامل نارنجی شدن برگهاست و در پاییز که سبزینه ی برگها (بر اثر یک تغییر شیمیایی) از بین می رود، این رنگیزه ها بیشتر قابل رؤیت هستند.
    وظیفه ی کلروفیل چیست؟ کلروفیل یا سبزینه، انرژی نور خورشید را جذب می کند تا برگها بتوانند از نور خورشید غذاسازی کنند.
    البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که کمتر از یک درصد نور خورشید تابیده شده در فتوسنتز مورد استفاده قرار می گیرد و بقیه تبدیل به گرما می شود یا بازتاب می شود.
    فتوسنتز: غذاسازی گیاهان به وسیله ی انرژی خورشید، فتوسنتز نام دارد. فتو یعنی نور و سنتز به معنای ساختن است.
    مواد مورد نیاز برای فتوسنتز کربن دی اکسید و آب و مواد معدنی محلول در آب می باشد.
    کربن دی اکسید از طریق سوراخ های ریز در روی برگ به نام روزنه (که با میکروسکوپ قابل مشاهده است) وارد لایه ی نازکی به نام بشره که پشت و روی برگ را پوشانـده، می شود.

    Image result for فرایند فتوسنتز تبدیل به قند و گلوکز

    در این تصویر پیداست که کربن دی اکسید و آب به عنوان ماده اولیه به همراه انرژی تابشی خورشید توسط کلروفیل تبدیل به قندساده واکسیژن می شوند.
    برای درک بهتر می توانید تصور کنید که کلروپلاست همانند آشپزخانه و کلروفیل همانند یک سرآشپز است، یعنی کلروفیل، آب را از طریق ریشه وارد آشپزخانه می کند، کربن دی اکسید را به عنوان ماده اولیه ی غذاسازی از روزنه های برگ وارد می کند و نور خورشید همانند شعله ی اجاق، انرژی لازم برای تولید غذا را به او می دهد، در نتیجه این سرآشپز می تواند در مرحله ی اوّل اکسیژن و قند ساده تولید کند.
    نکته ی مهم: محصول فتوسنتز، اکسیژن و گلوکز است ولی گلوکز به مواد آلی از جمله نشاسته و سلولز تبدیل می شود که بخشی از آن توسط خود گیاه مصرف می شود بخشی در کلروپلاست به هم متصل شده و به نشاسته تبدیل می شود.
    نکته ی مهم تر: مهمترین محصول فتوسنتز «گلوکز» است. گلوگز مولکولی کوچک است و به راحتی در آب حل می شود. گیاهان، گلوکز را به صورت نشاسته در می آورند و در خود ذخیره می کنند. صدها یا شاید هزاران گلوکز، یک مولکول نشاسته را می سازند. در بعضی از بخش های دیگر گیاه، مانند ساقه، ریشه، میوه و دانه ها نیز نشاسته انباشته می شود.
    گلوکز پس از تغییر به چربی و پروتئین نیز تبدیل می شود. مانند دانه های روغنی و سویا.


    Image result for ساقهی نشاسته دار

    ساقه های غذاساز: محلّ اصلی غذاسازی گیاهان برگ است، اما علاوه بر برگها برخی گیاهان در ساقه ی خود کلروفیل دارند که آنها نیز توانایی غذاسازی دارند. مانند ساقه ی لوبیا که به برگ این گیاه در کار غذاسازی کمک می کند.
    گیاه دیگری که تقریبا همه ی غذاسازی را ساقه اش انجام می دهد، کاکتوس است. کاکتوس برگهایش به دلیل شرایط آب و هوایی خشک و بیابانی به شکل تیغ در آمده تا آب کمتری از دست بدهد و ساقه ها مسئول غذاسازی هستند، از همین رو، ساقه های با حجم بالا و سبز رنگ دارند.
    توجه: اغلب گیاهانی که ساقه ی سبز رنگ دارند، فتوسنتز هم می کنند ولی مقدارش بسیار ناچیز است.
    شگفتی های آفرینش (برگ شکارچی): برگ اندام اصلی فتوسنتز و غذاسازی در گیاهان است، ولی برخی گیاهان نمی توانند مواد مورد نیاز خود را بسازند، برای همین، برگ برخی گیاهان به شکل یک تله در آمده و می تواند حشرات و جانوران کوچک را به دام بیاندازد.

    Image result for گیاه گوشت خوار

    گیاهان گوشتـخوار بخشی از مواد غذایی خود را از راه تله گذاری بدست می آورند. این گیاهان معمولا در مناطقی که خاک آن دارای فقـر غذایی است، رشد می کنند. در کره ی زمین حدود 630 گونه از این گیاه وجود دارد. این گیاهان با استفاده از برگ خود فتوسنتز می کنند و ضمن آن برخی از برگها طی میلیونها سال تغییر شکل داده اند و شکل تله ای برای حشرات به خود گرفته اند. این برگها برای هضم حشرات یا موجود شکار شده نیاز به تنفس دارند، (همانند جانوران و انسانها). در این گیاهان هر چه فتوسنتز بیشتر و تنفس کمتر باشد، رشد گیاه بیشتر خواهد بود. اما در واقع این اتفاق نمی افتد و گیاهان به دلیل شرایط محیط اغلب بیشتر تنفس می کنند و اینگونه رشد گیاه حشره خوار کندتر صورت می گیرد.
    چه عواملی در فتوسنتز و سرعت آن اثر دارند؟
    1. اندازه برگ: هر چه برگ بزرگتر و پهن تر باشد، فتوسنتز بهتر و غذاسازی بیشتر صورت می گیرد.
    2. میزان کلروفیل درون برگ: هرچه کلروفیل بیشتر باشد، برگ سبزتر و فتوسنتز نیز بهتر و بیشتر خواهد بود. گیاهانی که بخشی از برگ آنها به رنگ های سفید، قرمز و... است در آن بخش کلروفیل اندکی دارند و فتوسنتز کمتری انجام می دهند.
    3. تعداد برگ گیاه: در یک گیاه، هر چه تعداد برگها بیشتر باشد، مقدار غذاسازی نیز بیشتر خواهد بود.
    4. دما: برای گیاهان یک دمای متوسط نزدیک به دمای بدن انسان موجب می شود، فتوسنتز بهترین شرایط را داشته باشد. یعنی حدود 35 تا 40 درجه (دمای بدن انسان حدود 36 تا 37 درجه سانتی گراد می باشد.)
    5. نور: شدّت نور در میزان فتوسنتز موثر است، رنگ نور نیز در میزان غذاسازی مؤثر می باشد. به عنوان مثال رنگهای آبی و قرمز مؤثر تر می باشند. البته نوع منبع نور می تواند خورشید یا منبع مصنوعی باشد.
    6. گاز کربنیک: میزان کربن دی اکسید اگر به اندازه کافی افزایش یابد، می تواند در فتوسنتز موثر باشد، ولی افزایش زیاد یا کاهش زیاد آن تأثیر منفی بر فتوسنتز دارد.
    جمع آوری اطلاعات صفحه ی 79
    آیا می دانید در قسمت های مختلف گیاهان چه مواد غذایی وجود دارد؟
    بله، دانه های روغنی (مانند افتابگردان)، دانه های نشاسته دار (مانند گندم و ذرت) و دانه های پروتئین دار (مانند سویا که پروتئین گیاهی است.)
    در این مورد اطلاعات جمع آوری و جدول زیر را کامل کنید:

    دانه ی نشاسته دار

    دانه ی روغن دار

    ساقه ی نشاسته دار

    میوه ی نشاسته دار

    میوه ی روغن دار

    مثال 1

    گندم

    تحمه افتابگردان

    سیب زمینی

    موز

    نارگیل

    مثال 2

    ذرّت

    سویا

    -

    خربزه

    زیتون


    ایستگاه فکر صفحه ی 79
    گیاهان چگونه به کم کردن آلودگی هوا کمک می کنند؟
    کربن دی اکسید حاصل از تنفس جانوران و سوختن نفت و گاز است که باعث آلوده شدن هوا می شود. گیاهان برای فتوسنتز به کربن دی اکسید نیاز دارند. با این کار باعث کم شدن این گاز در هوا می شوند.
    بیش تر بدانید:
    چون گیاهان می توانند با نور خورشید غذا بسازند به آن ها «تولید کننده» می گویند. در عمل فتوسنتز علاوه بر تولید غذا، اکسیژن نیز تولید شده و به محیط وارد می شود. معادله شیمیای فتوسنتز به صورت زیر است:
    اکسیژن + غذا >-------- نور خورشید سبزینه -------- کربن دی اکسید + آب
    گفت و گو کنید صفحه ی 79:
    زمین را بدون فتوسنتز تصور کنید! نبودن فتوسنتز چه اثری بر زندگی گیاهان، جانوران و انسان ها دارد؟
    1. تولید غذا توسط گیاهان متوقف می شود.
    2. گیاهان از بین می روند.
    3. جانورانی که گیاه خوار هستند از بین می روند.
    4. آلودگی خوا زیاد می شود.
    5. گیاهان و گوشت گیاه خواران عمده غذای انسان ها را تشکیل می دهد که اگر آن ها از بین بروند انسان نیز آسیب می بیند.
    نکته: دانه های روغنی، به منظور استخراج روغن از دانه ی آن ها پرورش می یابند، ولی به عنوان منبع با ارزش پروتئین نیز مطرح هستند و باقی مانده ی محصول بعد از روغن کشی به این منظور استفاده می شود.
    0
    قالب شعر: مثنوی
    «به گیتی، به از راستی، پیشه نیست ز کژی بتر، هیچ اندیشه نیست» 2 جمله
    معنی: در جهان اندیشه و فکری مهم تر از راستی وجود ندارد و هیچ فکر و اندیشه ای بدتر از ناراستی نیست.
    قافیه: پیشه و اندیشه
    ز: مخفف از گیتی: جهان پیشه: حرفه، شغل، کار کژی: خلاف، ناراستی بتر: بدتر
    نهاد: پیشه، اندیشه
    آرایه: تضاد (راستی و کژی)

    «سخن گفتن کژ ز بیچارگی است به بیچارگان بر، بباید گریست» 2 جمله
    معنی: دروغ گفتن و کج حرف زدن از بدبختی انسان است و به حال انسان های بدبخت و بیچاره باید گریه کرد.
    قافیه: است و گریست
    کژ: کج، دروغ سخن گفتن کژ: سخن خطا و اشتباه
    ترکیب وصفی و نهاد: سخن گفتن کژ
    به بیچارگان بر: دو حرف اضافه برای یک متمم است.
    بباید گریست: از آن نوع فعل هایی است که نهاد آن هرکس می تواند باشد.

    «هر آن کو که گردد به گرد دروغ ستم کاره خوانیمش و بی فروغ» 2 جمله
    معنی: هر کسی که به دنبال سخن دروغ است را باید ستمکار و تاریک خواند.
    قافیه: دروغ و بی فروغ
    کو: که او فروغ: روشنایی بی فروغ: بی نور
    نهاد: هر آن کو (مصراع اول)، ما (مصراع دوم) ترکیب اضافی: گرد دروغ مفعول: «ش» در خوانیمش
    آرایه: تناسب (دروغ،ستمکاره،بی فروغ) کنایه (به گرد دروغ کنایه از دروغ گفتن)

    «همه راستی کن که از راستی نیاید به کار اندرون، کاستی» 2 جمله
    معنی: فقط به دنبال راستگویی باش زیرا کسی که راستگو است هیچگاه در کارها کم نمی گذارد و کارش درست است.
    قافیه: راستی و کاستی
    اندرون: داخل به کار اندرون: در کار کاستی: کمی
    مفعول: راستی نهاد: تو، کاستی قید: همه (همیشه)
    آرایه: تضاد (راستی و کاستی)

    «هر آن کس که با تو نگوید درست چنان دان که او دشمن جان توست» 3 جمله
    معنی: هرکسی با تو حرف راست نگوید بدان که دوست تو نیست و دشمن جان تو است.
    قافیه: درست و توست
    قید: چنان ترکیب اضافی: دشمن جان نهاد: هر آن کس، تو (جمله دوم)، او (جمله سوم)
    مفعول: درست، که او دشمن جان توست (برای دان)
    فعل: نگوید (مضارع)، دان، است (مضارع)

    «گشاده است بر ما در راستی چه کوبیم خیره، سر کاستی؟» 2 جمله
    معنی: در راستگویی همیشه بر ما باز است، پس چرا بیهوده به دنبال دروغگویی و بدی باشیم.
    قافیه: راستی و کاستی
    خیره: بیهوده،گستاخ، بی پروا گشاده: باز
    نهاد: در راستی مفعول: در کاستی حرف اضافه: بر متمم: ما
    آرایه: کنایه (در راستی را خیره کوبیدن کنایه از دروغ گفتن)

    «مکن دوستی با دروغ آزمای همان نیز با مرد ناپاک رای (دوستی مکن)» 2 جمله
    معنی: با انسان دروغگو دوستی نکن، همچنین با انسانی که اندیشه و فکر و باطل کثیفی دارد.
    قافیه: دروغ آزمای و ناپاک رای
    دروغ آزمای: دروغگو ناپاک رای: کسی که اندیشه ی بد در سر دارد.
    نهاد: تو ترکیب وصفی: مرد ناپاک رای مفعول: دوستی واژه های غیر ساده: ناپاک رای، دروغ آزمای، دوستی
    0

    1. صدام پس از اشغال خرمشهر چه کرد و چه هدفی داشت؟

    صدام پس از اشغال خرمشهر ده ها تانک و ابزار جنگی و چندین لشکر را در مناطق اطراف شهر مستقر کرده بود و می خواست شهرهای دیگر خوزستان را تصرف کند و به حملات خود به شهرهای دیگر هم ادامه می داد.

    2. ارتش و سپاه چگونه تقویت شدند و به این نیرو ها چه می گفتند؟

    ارتش و سپاه با پشتیبانی مردم تقویّت شدند. نیروهای مردمی که به آنها بسیج می گفتند، به یاری ارتش و سپاه آمدند.

    3. خرمشهر چگونه آزاد شد؟

    رزمندگان اسلام با همکاری خلبانان شجاع نیروی هوایی در طیّ سه مرحله عملیات بیت المقدس توانستند نیروی دشمن را در هم بشکنند. ارتش صدام با تلفات زیاد و شکست بزرگی رو به رو شد. جوانان ایرانی درحالی که از شوق گریه می کردند، قدم بر خاک خرمشهر گذاشتند.

    4. خرمشهر در چه تاریخی آزاد شد؟

    سوم خرداد 1361

    5. امام خمینی پس از آزادی خرمشهر چه فرمودند؟

    خرمشهر را خدا آزاد کرد.

    6. پس از آزادی خرمشهر حکومت صدام چه کرد؟

    پس از آزادی خرمشهر حکومت صدام سعی کرد با گرفتن کمکهای مالی و اسلحه از کشورهای قدرتمند قوای خود را تقویت کند و همچنان به هجوم خود ادامه بدهد

    7. جنگ تحمیلی در چه سالی پایان یافت؟

    در سال ١٣6٧ ایران آمادگی خود را برای پذیرش قطعنامه صلح اعلام کرد و جنگ هشت ساله به پایان رسید.

    8. در جنگ تحمیلی ملت ایران چگونه از میهن خود دفاع کردند؟

    در مقابل هجوم دشمن به کشور ما، همه ملّت ایران از اقوام و گروه های مختلف، زن و مرد و پیر و جوان در کنار یکدیگر ایستادگی و از میهن دفاع کردند. آن عده از مردم هم که نمی توانستند در جبهه شرکت کنند با روش های دیگر به جبهه ها کمک می کردند.

    9. در حفظ استقلال و باز پس گیری مناطق اشغال شده مردم ایران چه کردند؟

    برای باز پس گرفتن مناطق اشغال شده ایران هزاران نفر از جوانان کشور ما شهید شدند و خانواده ها مشکلات زیادی را تحمّل کردند تا استقلال میهن اسلامی حفظ شود.

    0
    ما انسان ها در پنج جهت جسمانی، ذهنی، روانی، اخلاقی و اجتماعی با هم اختلاف داریم و امّا توضیح مختصری درباره ی این پنج تفاوت:

    1. ویژگی‌های جسمانی:
    ما از لحاظ جسمانی وقتی به دنیا می‌آییم از نقطه واحدی شروع نمی‌کنیم. شما می‌دانید که سه ویژگی مثبت جسم آدمی سلامت، نیرومندی و زیبایی است. ما از وقتی به دنیا می‌آییم، هم به لحاظ سلامت جسمانیمان، هم به لحاظ نیرومندی جسمانی‌مان و هم به لحاظ زیبایی جسمانی‌مان خیلی با هم فرق می‌کنیم.

    2. ویژگی‌های ذهنی:
    ما به لحاظ ذهنی هم از همان روزهای اول کودکی با هم فرق می‌کنیم.
    اصلاً از اول معلوم است که بچه به لحاظ ویژگی‌های مثبت ذهنی‌اش، یعنی به لحاظ قدرت یادگیری، قدرت یادسپاری، قدرت یادآوری، قدرت تفکر، عمق فهم، سرعت انتقال، قدرت استنتاج سریع و قدرت حدس در چه شرایطی است. همان چیزی که امروزه در کل به نام آی‌کیو (IQ) یا هوش‌بهر طرح می‌کنند. ما از لحاظ این ویژگی‌های هشت‌گانه‌ ذهنی هم با هم متفاوتیم. از همان ابتدای کودکی هم با هم فرق داریم.

    3. ویژگی‌های روانی:
    از همان ابتدای کودکی معلوم است که بچه‌ چقدر شجاع، پُردل، دلیر و دلاور است یا چقدر ترسو و بزدل است. چقدر ماجراجوست و چقدر امنیت‌طلب و محافظه‌کار و عافیت‌طلب و یواش برم یواش بیام که گربه شاخم نزند است. آدم‌ها واقعاً به لحاظ ماجراجویی یا عافیت‌طلبی یا به لحاظ محافظه‌کاری یا به لحاظ طالب تغییر وضع بودن یا ریاست‌طلبی‌شان با هم متفاوت‌اند. شما چهار تا بچه مهد کودکی را ببرید پارک بازی کنند. بعد از مدتی می‌بینید یکی‌شان رئیس شده است و به دیگران دستور می‌دهد و می‌گوید مثلاً تو بهرام برو آنجا، شهین اینجا باش، مریم تو کمی بیا جلوتر. اصلاً از اول معلوم است که توانایی مدیریت در او قوی است. اما یک بچه هم هست که خودش را عقب می‌کشد تا اگر تصمیمی گرفته شد اجرا کند، اما هیچ‌وقت خودش را در موضع تصمیم‌گیری قرار نمی‌دهد.
    این خیلی محسوس است که بچه‌هایی هستند که تا می‌بینند نگاه یکی از بزرگ‌ترها روی آنها متمرکز شده احساس ترس می‌کنند و خودشان را عقب عقب می‌برند تا در سایه‌روشن جمعیت بچه‌ها قرار بگیرند. بچه‌ای هم هست که تا احساس می‌کند نگاهش می‌کنند، گردنی برمی‌افرازد و سینه‌ای جلو می‌اندازد تا بیشتر خودش را نشان دهد و بگوید که این منم که دارید می‌بینید. این ویژگی‌های روانی با هم فرق می‌کند.

    4. ویژگی‌های اخلاقی:
    این دسته از ویژگی‌های آدمیان نیز خیلی با هم متفاوت است. ما آدمیان از وقتی به دنیا می‌آییم، غیر از ویژگی‌هایی که بعداً خودمان ممکن است کسب کنیم، ویژگی‌های اخلاقی متفاوت داریم. بچه‌ای هست که باور کنید از ده- پانزده‌روزگی همیشه مشت‌هایش بسته است، و می‌گویند او بعد از این خیلی ناخن‌خشک، ممسک و بخیل است. من اینها را دیده‌ام و به تجربه اینها را بیان می‌کنم. نمی‌خواهد دست را یله و رها کند. بچه‌ای هم هست که این‌طور نیست. شما دو سال بعد همین بچه‌ها را با هم مقایسه می‌کنید. به بچه دومی هرچه می‌دهید اول به بقیه می‌دهد و بعد اگر چیزی به او دادند خودش هم می‌خورد و اگر هم ندادند اعتراضی نمی‌کند. یکی هم هست که همه اینها را زیر دامن خودش و زیر لباس خودش مخفی می‌کند که اصلاً نبینند. این ویژگی‌های اخلاقی متفاوت است. یعنی واقعاً میزان بخل و امساک از سویی و سخا و دست‌و دل‌بازی و گشاده‌دستی‌ آدمیان از سوی دیگر خیلی با هم فرق می‌کند؛ همین‌طور سایر ویژگی‌ها.

    5. ویژگی‌های اجتماعی:
    این دسته از ویژگی‌هایمان هم خیلی با هم فرق می‌کند. مثلاً شما در یک خانواده مرفّه به دنیا آمده‌اید و من در یک خانواده فقیر. شما پدر و مادر فرهیخته دارید، پدرتان استاد دانشگاه است و مادرتان پزشک، و من در خانواده‌ای به دنیا آمدم که پدرم معتاد بوده و مادرم بی‌سواد. محلّه‌ای که شما در آن به دنیا آمده‌اید با محلّه‌ای که من در آن به دنیا آمدم متفاوت است. معلّمان و مربیانی که شما با آنها سر و کار پیدا کرده‌اید، با معلمان و مربیان من خیلی متفاوت بوده‌اند. من در کوچه با کسانی بازی می‌کرده‌ام و شما با کسانی دیگر، اینها همه در شخصیت و منش ما اثر دارد.
    مسلماً کسی که در میان کتاب چشم باز کرده تفاوت فراوانی دارد با کسی که تنها کتابی که در خانه‌شان بوده دیوان حافظ بوده است و شاید سال به سال هم کسی لای آن را باز نمی‌کرده است! آدمی که انسش با کتاب است فرق می‌کند با کسی که اصلاً به عمرش کتاب ندیده بوده است. این هم از اوضاع و احوال اجتماعی. تفاوت در اوضاع و احوال اجتماعی می‌تواند به لحاظ نهاد خانواده، نهاد اقتصاد، نهاد سیاست، نهاد تعلیم ‌و‌ تربیت، نهاد حقوق، نهاد اخلاق و نهاد دین و مذهب باشد. ما در مورد همه این شش قسم در وضع متفاوتی به دنیا می‌آییم.

    دکتر مصطفی ملکیان
    0
    Image result for STERESS

    اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات نوروتیک است که همه انسان ها در شرایط مختلف آن را تجربه می کنند و دارای انواع و درجات مختلف است که یکی از انواع آن اضطراب در زمان امتحان است که دانش آموزان در زمان ارزیابی در پایان سال تحصیلی دچار آن می شوند. در تعریف اضطراب امتحان باید گفت: نوعی مشغولیت ذهنی است که دانش آموز درباره نتیجه ی امتحان و یا در ارزیابی خود به همراه دارد. اضطراب سازنده نوعی از اضطراب است که شخص را برای فعالیت درسی و برنامه ریزی منظم تر سوق می دهد و معمولاً شخص را فعال و توانمند می سازد تا بتواند نتیجه بهتری از مطالعه خویش به دست آورد.
    اضطراب مشکل آفرین نوعی از اضطراب است که با دلهره و تشویش زیاد همراه بوده و با درگیری ذهنی و تصوری که مبنی بر موفق نبودن در امتحان است، وسواس مطالعه کردن مثل خواندن بیش از حد، بی توجهی به خواب و غذا همراه می شود.
    ● نشانه های اضطراب سازنده
    1. دانش آموز علاوه بر نشان دادن حساسیت مناسب به درس، روند زندگی معمولی خویش را ادامه می دهد. مثل: خوردن، خوابیدن و حرف زدن با خانواده.
    2. دانش آموز هنگام مطالعه نوعی از هیجان مثبت دارد.
    3. بیشترین وقت خود را برای خواندن درس صرف می کند نه همه وقت خویش را.
    4. با آرامش و اطمینان بیشتری مطالعه می کند.
    5. عوامل محیطی تأثیر کمتری بر او دارند.
    6. آنچه را که مطالعه می کند به راحتی می تواند در ذهنش نگه دارد و یا به حافظه بسپارد.
    ● نشانه های اضطراب مشکل آفرین
    1. بدون اطمینان درس می خواند.
    2. در موقع خواندن درس، به نتیجه امتحان بیشتر فکر می کند تا به یادگیری.
    3. مشغولیت ذهنی بخش وسیعی از ذهن و سیستم روانی اش را در برمی گیرد و موجب می شود درباره موفقیت و عدم موفقیت خود، مطالبی را بر زبان آورد.
    4. احساس دلشوره و تشویش مداوم دارد.
    5. افکار و نگرش منفی دارد.
    6. اضطراب او با نشانه های روان تنی مثل درد در ناحیه معده، شکم و حالت تهوع همراه است.
    7. اختلال در خوردن مثل پرخوری یا کم خوری.
    8. اختلال در خواب، پرخوابی یا کم خوابی یا کرختی روزانه.
    9. نداشتن تمایل برای خواندن کتاب و گاهی تلاش مضاعف برای بیشتر خواندن درس ها.
    10. لجبازی و بهانه گیری های مختلف می کند.
    11. گریه های طولانی و بی علت دارد.
    ● علل وجود اضطراب امتحان
    1. کمال گرایی یا ایده آل بودن (شخص دوست دارد همیشه جزو برترین ها باشد.)
    2. نداشتن آمادگی قبلی (شخص به خاطر مطالعه ناکافی و یا برنامه ریزی منظم یا ضعف بنیه علمی دچار اضطراب می شود.)
    3. ترس از دست دادن موقعیت خویش در خانواده
    4. فشار بیش از حد والدین (تذکرات مکرر والدین برای مطالعه بیشتر فرزند، او را دچار اضطراب می کند.)
    5. والدین مضطرب (گاهی اوقات والدین مستقیماً چیزی درباره اضطراب امتحان نمی گویند، اما خودشان در زندگی مضطربند. فرزند اضطراب والدین را درونی کرده و روی مسئولیت اصلی خویش یعنی درس خواندن متمرکز می کند.)
    6. رقابت (دانش آموزی که در کلاس یا بین اقوام و دوستان خود، نوعی احساس رقابت با آنان دارد.)
    7. رفتار معلم و مدرسه در جلسه امتحان (سختگیری و مقررات سخت و نامطلوب سر جلسه امتحان، این که معلم و ناظر امتحان با بیان مطالبی یا مقرراتی اضطراب را در دانش آموز ایجاد می کند.)
    8. مقایسه کردن (والدینی که فرزند خویش را با دیگران مقایسه می کنند و یا تأکید بر موفقیت دیگران و ضعف فرزند خویش دارند.)
    9. وعده نامناسب دادن (والدینی که پاداش یا امکان مناسبی را به شرط کسب نمرات برتر (بیست) به فرزند خویش می دهند، احساس از دست دادن پاداش در نظر گرفته شده نوعی اضطراب برانگیز است.)
    ● راه حل های عملی برای کاهش اضطراب امتحان
    1. مطالعه و مرور بیشتر و تقویت بنیه علمی (مطالعه بیشتر دانش آموز موجب تقویت اعتماد به نفس در امر یادگیری و پاسخ دهی او در امتحان می شود.)
    2. پایین آوردن سطح انتظار (هر چه انتظار پائین تر باشد (گرفتن نمره بیست) امکان درونی کردن آرامش و کاهش اضطراب و در نتیجه موفقیت بهتر در امتحان حاصل می شود.)
    3. پذیرش توانمندی های خود (ایجاد این احساس که من (دانش آموز) تلاش خود را انجام دادم و حتماً موفقیت خوبی را به دست خواهم آورد.)
    4. توجه به نکات مثبت و موفقیت های گذشته (آن دسته از موفقیت هایی را که در گذشته تجربه کرده، در ذهن خود بیاورد.)
    5. برطرف کردن ضعف بنیه علمی (تلاش برای برطرف کردن ضعف بنیه علمی از طریق کمک گرفتن از دوستان، معلم یا دانش آموزان زرنگ و کتاب های کمک درسی...)
    6. مقایسه با خود (ایجاد این فکر که هر کسی توانمندی های مخصوص به خود را دارد.)
    7. پرسش و پاسخ های مکرر (پرسش و پاسخ های پی درپی از خود سبب آگاهی از فرآیند یادگیری، پردازش اطلاعات مجدد و تقویت اعتماد به نفس بیشتر و در نتیجه کاهش اضطراب می شود.)
    8. استراحت کوتاه بین زمان های درس خواندن (دانش آموز در حین مطالعه بین درس، فرصت کوتاهی را برای استراحت خود اختصاص می دهد، این امر سبب به یادسپاری بهتر مطالب خوانده شده در ذهن می شده و همچنین سبب تقویت روحیه و سلامت روانی و کاهش اضطراب می شود.)
    9. توکل به خدا (یاد خداوند آرام بخش دل هاست، در زمان قبل از امتحان به خداوند توکل کنیم تا هر آنچه را که خوانده ایم به یاد آوریم.)
    10. تنفس عمیق (تنفس عمیق قبل از شروع جلسه امتحان موجب می شود تا اکسیژن بیشتری به مغز برسد و آرامش جسمی بهتری را به دست بیاوریم.
    11. نگاه کردن به یک یک سؤالات (اگر به یکباره به همه سؤالات امتحانی نگاه کنیم ممکن است در بین سؤالات به سؤالی برخوریم که یاد نگرفته باشیم و موجب اضطراب شود و در نتیجه سؤالات دیگری را هم که یاد گرفته ایم، قدرت پاسخگویی را از دست بدهیم.
    ● وظایف خانواده برای کاهش اضطراب
    1. به فرزندان یادآور شویم که تو زحمات خود را کشیده ای و نتیجه امتحان هر چه باشد برایمان ارزشمند خواهد بود.
    2. تلاش کنیم تا فضای درون خانواده در آرامش و سلامت روانی باشد.
    3. سعی کنیم در زمان امتحانات از شرکت در مراسم و میهمانی ها و رفت و آمدهای خانوادگی دوری کنیم.
    4. در صورت وجود مشکل در خانواده حتی المقدور در حضور دانش آموز مطرح نکنیم.
    5. با کلام خود سعی در مطرح کردن یا زنده نگه داشتن توانمندی های مثبت فرزندمان داشته باشیم.
    6. از تحقیر و سرزنش مثل تو حساسیت زیاد به درس داری و بی عرضه هستی خودداری کنیم.
    7. ایجاد ارتباط مناسب با فرزند، اگر فرزندمان بخواهد از دلواپسی خود از امتحان موضوعی را به ما بگوید پنهان کاری نکند و یا ترس از بیان احساسش نداشته باشیم.
    8. شرایط منزل را به گونه ای فراهم کنیم که فرزندمان زودتر از موعد در شب قبل از امتحان بخوابد.
    9. ایجاد احساس مثبت در فرزند (با گفتن این جملات «ما به توانمندی های تو آگاه هستیم» و «برای ایجاد ارزش های مثبت تلاش کنیم.»)
    10. پیشنهاد مصرف مواد لبنی مثل شیر و ماست و مواد قندی در شب قبل از امتحان (تأکید متخصصین تغذیه برای این امر) موجب آرامش فرزندمان می شود.
    11. با حفظ خونسردی و ایجاد آرامش در خودمان، روزهای امتحانی را برای فرزندمان آرام کنیم.
    12. زودتر از موعد، فرزندمان را از خواب بیدار کرده تا عوامل محیطی مثل دیررسیدن و ترافیک فرزندمان را دچار اضطراب نکند.
    0
    Related image

    اول؛ با مشکلاتش واقع بینانه برخورد می کند و مهارت لازم برای حل آن دارد؛ به همین خاطر حتی الاامکان فرافکنی نمی کند.

    دوم؛ بدون برنامه ریزی کاری را شروع نمی کند، حتی وقتی به خرید میرود دقیقا میداند چه باید تهیه نماید، چون بر طبق نیازهای معقول خودش است.

    سوم؛ به دنبال اولین ها و بهترین ها نیست؛ بیش از اندازه ها را از زندگی اش حذف می کند، نه بیش از اندازه محبت می کند نه بخاطر رقابتی زندگی اش را تعطیل می کند، همواره تعادل و میانه رو هست.

    چهارم؛ بین انتظارات منطقی و انتظارات کاذب خود و دیگران تفاوت می گذارد. با رفتارهای افراطی خودش به انتظارات بیش از حد دامن نمی زد؛ که بعدا مشکل ساز می شود.

    پنجم؛ بدون ترسیم نقش ذهنی و آینده نگری، کاری را شروع نمی کند؛ اهدافش را درونی سازی می کند که باعث لذت بخش و شیرین شدن مسیر زندگی می شود.

    ششم؛ توانایی مهارت نه گفتن را دارد. به کاری که دوست ندارد و هیچ فایده فردی و اجتماعی ندارد تحث تاثیر دیگران وادار به انجامش نمی شود؛ رک و قاطع است ولی ادب و متانت در رفتارش مشخص است.

    هفتم؛ زندگی کردن برایش اهمیت دارد. نه به فکر آرزوی های دور و دراز است نه در گذشته خود سیر می کند. بلکه زندگی در زمان حال برایش تقدم و ارجحیت دارد. فرصت های زندگی را تبدیل به بیشترین شادکامی برای خود می کند.

    هشتم؛ زندگی تک بعدی را کنار می گذارد. مشغله های فراوان و زیاد باعث نمی شود که به خانوادش کم توجهی کند.در هر موقعیتی وظایف و نقش خود را به خوبی ایفا می کند. در جامعه شهروند خوب، مهندس برجسته وکارگر زحمتکش است و هر شغل و سمتی که داشته باشد در خانواده نقش خود را به درستی ایفا می کند.

    نهم؛ حرف و عملکردش تقریبا یکی است. حرفی را می زند که توانایی عمل کردن به آن را دارد. نه بیشتر از توانایی وامکاناتش حرف می زند، نه تمام توانایی خود را برای دیگران بازگو می کند. از جو و هیجانات مقطعی، زاویه می گیرد. از تمجید و چاپلوسی فاصله می گیرید.

    دهم؛ کمتر قضاوت می کند بیشتر فکر می کند،کمتر حرف می زند بیشتر مطالعه می کند.
    0
    http://sibook.ir/wp-content/uploads/Maman-Va-Maeniye-Zendegi_Pa.jpg

    کتاب مامان و معنی زندگی دستاورد تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای نویسنده‌ای توانا و روان‌درمانگری چیره‌دست است.
    دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، نویسنده‌ی رمان وقتی نیچه گریست و درسنامه‌ی معتبر روان‌درمانی اگزیستانسیال، این بار نیز شخصیت‌هایی به‌یاد‌ماندنی را به ما معرفی می‌کند.
    در نقبی که به رؤیاها و افکارش زده، به پائولا می‌رسیم که معرف یالوم به مرگ است و به استراق‌سمع میرنا که معنایی جدید به رازداری می‌بخشد؛ به ماگنولیا برمی‌خوریم که یالوم در تکاپوست تا از غم برهاندش و همزمان آرزو دارد غصه‌های دل خود را بر دامان فراخش بریزد و به مامان بدقلقی که از یک سو با مهر مادری و از سوی دیگر با مخالفت و عدم تأیید، پسرش را بیچاره و نفس‌بُر کرده است.
    این کتاب شگفتی‌های موجود در قلب رابطه‌ی درمانی را می‌کاود و رویارویی نویسنده و بیمارانش را با ژرف‌ترین چالش‌های زندگی آشکار می‌سازد.
    در داستان مامان و معنی زندگی، وابستگی فرزندی را به مادر متوفی او نشان می دهد. مادر ی که در زمان حیاتش نه تنها پسرش به او افتخار نمی کرد بلکه باعث خجالت او می شد و به قول پسر، سال ها در خصومتی مداوم با او زندگی می کرد و عجیب این که، حالا بعد از مرگ مادر، در رویایی که 10 سال بعد از مرگ او می بیند تأیید و نظر مادرش را در مورد خود می خواهد... بعد از رویا از خود می پرسد آیا ممکن است من تمام عمرم در پی تأیید مادرم بوده باشم؟
    یالوم به این نتیجه می رسد که کودکانی که در خانواده های ناکارآمد رشد می کنند، اغلب به سختی از آنها جدا می شوند، در حالی که کودکان والدین خوب و مهربان، با تعارض کمتری از آنها فاصله می گیرند. اصلاً مگر یکی از وظایف والدین قادر ساختن کودک به ترک خانه نیست؟
    یالوم در این داستان کوتاه به خوبی نشان می دهد که همه در پشت داستان به ظاهر خشک و خشنشان واقعیتهایی به وسعت یک عمر دارند که اگر بدون قضاوت بررسی شوند مشکلات اطرافیان هم با آنها حل می شود.
    پسر داستان که حالا مرد بالغی است بعد از مرور بدون قضاوت زندگی خود و مادرش، تازه مادر و علت رفتارهای او را درک می کند. به او می گوید: " مامان ما باید از هم جدا بشیم، ما نباید همدیگر رو به زنجیر بکشیم... در اصل هر آدمی تو دنیا تنهاست و باید با این مسئله روبه رو بشه چون به صلاح خودشه و انسان شدن این جوریه... استقلال یافتنه! "

    خلاصه داستان‌ها:

    داستان اول: مامان و معنی زندگی
    این داستان ماجرای ارتباط یک روان درمان گر با مادر خود و چالش هایی است که در این ارتباط دارد و در واقع بیانگر تاثیر ارتباط مادر و فرزند در رشد شخصیت افراد است.

    داستان دوم: همنشینی با پائولا
    در طول این داستان نویسنده به گروه درمانی افرادی می پردازد که از بیماری های لاعلاج جسمی رنج میبرند و به نوعی با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. و نشان دهنده رویکرد متفاوت هر یک از بیماران با مرگ است. و در این میان پائولا نه تنها مرگ را یک غایت تلخ نمی داند بلکه آن را نردبانی برای تعالی میشمارد.

    داستان سوم: تسکین از نوع جنوبی
    این داستان قسمتی از یک گروه درمانی با بیماران سخت روانی در یک بیمارستان را روایت می کند، که هر یک از مشکلی حاد رنج می برند و در عین بی میلی فرایند درمان را دنبال می کنند و لی در ادامه به به نقطه های روشنی در درمان می رسند.

    داستان چهارم:هفت داستان پیشرفته در درمان سوگ
    این داستان ماجرای زنی است به نام ایرن که تلاش می کند با مرگ برادر، همسر و فرزندانش کنار بیاید و در روال داستان هفت مرحله درمان سوگ نیز توضیح داده می شود.

    داستان پنجم: رویارویی دو جانبه
    «رویارویی دو جانبه»، داستان روان درمانگری است که جلسات درمان را برای مراجعش ضبط کرده تا او در راه آمدن به مطبش به آن گوش دهد. همچنین درمانگر در پایان هرجلسه روی کاستی دیگر احساسات واقعی اش را نسبت به مراجعش، جهت شرکت در یک جلسه حرفه ای برای همکارانش ضبط می کند. در یک جلسه به طور اتفاقی این دو پشت سر هم روی نوار مراجع ضبط می شود و او به احساسات واقعی درمانگر نسبت به خود پی می برد و ادامه ماجرا…

    داستان ششم: طلسم گربه مجار
    این داستان تخیلی، در باره توهمات دختری است که تصور می کند در خانواده اش ازدواج او و نسل های قبل از او با فرد مورد علاقه شان، توسط گربه ای طلسم شده و درمانگر طی جلسات مختلف در پی حل این مشکل است.

    گزیده‌ای از کتاب:

    ادامه داد: ”پس مرتبا خودش را تکرار می‌کند؟ ناله می‌زند؟ درخواست‌های غیرممکن از تو دارد؟ ازت انتقاد می‌کند و مثل یک بیمار خوب و حق‌شناس رفتار نمی‌کند؟ خدای من، جوان، تو فقط چهار ماه است که داری او را می‌بینی! چقدر شده – روی هم پانزده یا شانزده جلسه؟ می‌دانی، من همین حالا مریضی دارم که همه‌ی سال اول – ملاقات چهار بار در هفته، یعنی دویست ساعت – خودش را تکرار کرد. بارها همان افسوس‌ها، همان اشتیاق برای داشتن والدین متفاوت، دوستان متفاوت، چهره‌ی متفاوت، اندام متفاوت، چسبیدن به چیزهایی که ممکن نیست. ولی عاقبت از گوش دادن به خودش و چرخه‌ی تکراری‌اش خسته شد. خودش به این نتیجه رسید که نه تنها جلسات روانکاوی، بلکه‌ی همه‌ی زندگی‌اش را دارد تلف می‌کند. تو نمی‌توانی حقیقت را به چهره‌ی مریضت پرتاب کنی: تنها حقیقت راستین، حقیقتی است که خودمان کشفش کنیم... توجه بی‌طرفانه، این چیزی است که باید به بیمار پیشکش کنی، مرد جوان، توجه بی‌طرفانه؛ این کلمات به اندازه‌ی همان زمانی که فروید اول‌بار به کارشان برد، صحیحند. این چیزی است که احتیاج داریم: توجه به کلمات بیمار بدون پیش‌داوری، بدون جهت‌گیری و بدون واکنش‌های شخصی‌ای که دیدمان را محدود می‌کند. این قلب و روح کار خطیر روانکاوی است. اگر آن را حذف کنی، همه‌ی کار زیر‌و‌رو می‌شود.”

    درباره اروین د یالوم:

    اروین یالوم در 13 ژوئن 1931، در شهر واشنگتن دی‌سی از والدینی به دنیا آمد که از مرز روسیه و لهستان مهاجرت کرده بودند. نخستین نوشته‌های او، مقالاتی علمی بود که در ژورنال‌های علمی منتشر شد. کتاب نخست او، «نظریه و عمل در روان‌درمانی گروهی»، به طور گسترده‌ای در درمانگران مخاطب یافت (هفتصدهزار نسخه) و به دوازده زبان ترجمه شد. نوشته‌های مشهور دیگر او عبارت است از «روان‌درمانی وجودی» و «روان‌درمانی گروهی بالینی.» اما بعد از این چند اثر تخصصی، به منظور آموزش جنبه‌های مختلف درمان وجودی، به زبانی ادبی گرایش پیدا کرد و کتاب‌های زیر را به صورت داستان نوشت: «جلاد عشق»، «وقتی نیچه گریست»، «خوابیدن روی نیمکت»، «مامان و معنی زندگی» که همگی آمیزه‌ای از داستان‌های واقعی و تخیلی در مورد روان‌درمانی هستند.

    «اروین یالوم باز هم مبهوتمان کرده است. سرزندگی، فصاحت، خرد، شجاعت و توان گوش دادن و آموختنی که از این کتاب می‌تراود، آن را ماندگار می‌سازد.»
    دکتر لستون هاونز (استاد روانپزشکی دانشکده‌ی پزشکی هاروارد و بیمارستان کمبریج)

    «یالوم بر خلاف بیشتر روان‌درمانگران، می‌تواند قصه بگوید و چنان خوب از عهده‌ی این کار برآید که به‌راحتی فراموش کنی آنچه می‌خوانی، چکیده‌ی هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها کار ِروان‌درمانی است.... و یالوم صراحت و سبک‌و‌سیاقی رشک‌انگیز در این کار دارد.»
    ضمیمه‌ی ادبی تایمز (لندن)
    0
    Image result for test


    فنون تست زنی، یکی ازمهارتهای لازم در دوران تحصیل است. تسلّط بر چند نکته و تکنیک در تست زنی که در موفقیت ‎کنکور تاثیر غیرقابل انکاری دارد:

    1. همیشه خودتون رو برای برخورد با هر نوع سوالی در آزمون آماده کنید. (به عبارتی با این ذهنیت در آزمون شرکت نکنید که همه سوالات رو باید قبلا دیده باشید.) و باید سر جلسه آزمون با ذهنی باز و با قدرت خلاقیت حضور پیدا کنید، که اگر سوالی دیدید که به چشمتون کمتر خورده بود بتونید با دانش کسب شده راه حل رو پیدا کنید. (به دانشی که کسب کردید شک نکنید!)

    2. توصیه می کنم در چند دوره به سوالات پاسخ بدید و در دور اول صرفا سوالات ساده ی هر درس (که شاید در حدود 25 تا 30% سوالات باشند) رو پاسخ بدید. اینجوری هم ذهنتون رو گرم کردید برای دور دوّم و پاسخ به سوالات متوسط و هم خودتون رو درگیر یک درس خاص نکردید و تا آخر آزمون هم اسیر سوالات سخت نمیشید.

    3. جسور باشید! واقعا باید در سرجلسه آزمون از برخی سوالات عبور کنید، چرا که طراحان اغلب در هر درسی از این سوالات قرار میدند برای اینکه وقت شما رو بگیرند.

    4. در تست هایی که در مورد گزینه صحیحشون شک دارید، فقط زمانی ریسک کنید که تعداد این توع تست ها حدود 4 - 5 تست باشه و در مواردی که اطمینان دارید 2 گزینه کاملا غلط داره، بین دو گزینه دیگه یکی رو انتخاب کنید. به عبارتی در تست هایی که واقعا از غلط بودن دو گزینه مطمئن نیستید اصلا ریسک نکنید.

    5. به شدت ریزبین باشید. خیلی از دانش آموزان به خاطر بی دقتی سوال رو خراب می کنند. همیشه از سوالاتی که خیلی ساده به نظر می رسند بترسید و از سوالاتی که قیافه بدی دارند اصلا نترسید.

    6. سعی کنید قبل از حل سوال، یکبار روش حلی که می خواید شروع به نوشتنش کنید رو در ذهنتون مرور کنید.

    7. یک نکته مهم اینکه اصلا قرار نیست همه سوالاتی که حل می کنید زمان مساوی داشته باشند، برخی سوالات زمان بر هستند و برخی سوالات رو حتی میشه بصورت چشمی پاسخ داد.

    8. یکی از ایراد هایی که اغلب دانش آموزان بخصوص در دروس حفظی دارند، اینه که در دور دوم که وقت زیاد دارند و می خوان مرور کنند پاسخ برخی سوالات رو عوض می کنند و اتفاقا غلط هم میشه! خیلی حواستون باشه معمولا جواب اوّلی که به ذهن میرسه در دروس حفظی جواب درستی هست و اگر می خواهید جواب رو عوض کنید فقط زمانی اینکار رو بکنید که از غلط بودن پاسخ اولتون اطمینان 100% دارید.